دیگر اخبار
«خیر» در دو چیز است؛ در بخش «اندیشه» داشتن علم صائب و در بخش «انگیزه» داشتن حِلم صالح

«خیر» در دو چیز است؛ در بخش «اندیشه» داشتن علم صائب و در بخش «انگیزه» داشتن حِلم صالح

ائمه جماعت و جمعه باید هر روز در جهت رشد معنوی خود بکوشند

ائمه جماعت و جمعه باید هر روز در جهت رشد معنوی خود بکوشند

جلد دوم کتاب «سلونی قبل ان تفقدونی؛ تحریر نهج البلاغه» به زیور طبع آراسته شد

جلد دوم کتاب «سلونی قبل ان تفقدونی؛ تحریر نهج البلاغه» به زیور طبع آراسته شد

ترویج «امید»، از موانع مهم گرایش جوانان به مواد مخدر است/حمایت از نخبگان علمی و تولید محصولات فخرآور، امید در جامعه را گسترش می دهد

ترویج «امید»، از موانع مهم گرایش جوانان به مواد مخدر است/حمایت از نخبگان علمی و تولید محصولات فخرآور، امید در جامعه را گسترش می دهد

هر خیری که به امت اسلامی رسیده به سبب اتحاد و احترام متقابل بوده است

هر خیری که به امت اسلامی رسیده به سبب اتحاد و احترام متقابل بوده است

پاسخ آیت الله العظمی جوادی آملی به پروفسور پیرونه در خصوص «آموزه های پیامبر اسلام و صلح جهانی»

پاسخ آیت الله العظمی جوادی آملی به پروفسور پیرونه در خصوص «آموزه های پیامبر اسلام و صلح جهانی»

انسان تا زنده است در کلاس آزمون است/ از آن فتنه‌هایی که انسان را گمراه می‌کند، به خدا پناه ببریم

انسان تا زنده است در کلاس آزمون است/ از آن فتنه‌هایی که انسان را گمراه می‌کند، به خدا پناه ببریم

جایگاه حضرت معصومه سلام الله علیها و لزوم معرفت به آن حضرت

جایگاه حضرت معصومه سلام الله علیها و لزوم معرفت به آن حضرت

پیام به همایش ملی «بررسی آراء و اندیشه های تفسیری آیت الله العظمی جوادی آملی»

پیام به همایش ملی «بررسی آراء و اندیشه های تفسیری آیت الله العظمی جوادی آملی»

کلیپ تصویری؛ پیام به همایش ملی بررسی آراء و اندیشه‌ های تفسیری آیت‌ الله جوادی‌ آملی

کلیپ تصویری؛ پیام به همایش ملی بررسی آراء و اندیشه‌ های تفسیری آیت‌ الله جوادی‌ آملی

شناسه : 23051131


سوره مبارکه «مرسلات»، آیات 1 تا 15
Loading the player...

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم

﴿وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً (1) فَالْعاصِفاتِ عَصْفاً (2) وَ النَّاشِراتِ نَشْراً (3) فَالْفارِقاتِ فَرْقاً (4) فَالْمُلْقِياتِ ذِكْراً (5) عُذْراً أَوْ نُذْراً (6) إِنَّما تُوعَدُونَ لَواقِعٌ (7) فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ (8) وَ إِذَا السَّماءُ فُرِجَتْ (9) وَ إِذَا الْجِبالُ نُسِفَتْ (10) وَ إِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ (11) لِأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ (12) لِيَوْمِ الْفَصْلِ (13) وَ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الْفَصْلِ (14) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبينَ (15)

سوره مبارکه «مرسلات» که در مکه نازل شد با سوگند ياد شده است. اين سوگندهاي چندگانه گرچه به حسب ظاهر به بادهاي گوناگون است؛ اما تکتک اين بادها هدايتشدهاند و براي تأمين زندگي مردم ضرورياند و تحت رهبري فرشتگان مخصوصاند. همان‌طوري که انسان يک بدني دارد و يک روحي، آن روح مدبّر اين بدن است، براي بسياري از موجودات عالم هم يک ارواحي است که مدبرات اينها هستند، گرچه آنها تعلق تدبيري دارند نه تعلقهاي طبيعي و مانند آن، ولي ذات أقدس الهي که از فرشتهها به مدبرات امر ياد ميکند، معلوم ميشود تمام اينها نظم خاص علمي دارند که فرشتگان الهي راهنمايي ميکنند. آن قدر اين بادهاي ياد شده در قرآن تحت رهبري فرشتهها منظم کار ميکنند که در عذابهايي که نظير ﴿سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ﴾[1] و مانند آن ذکر شد آنجا در همان شهر، در همان منطقه آن که مؤمن بود از عذاب نجات پيدا ميکرد، آن که کافر بود گرفتار عذاب ميشد، معلوم ميشد بادي که به عنوان ﴿سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ﴾ معصومانه تحت رهبري فرشتگان الهي کار ميکند.

در اين بخش که آيا منظور از اين مرسلات فرشتهها و اينها هستند يا بادهايي هستند که تحت حمايت و هدايت فرشتهها هستند؟ يک بيان نوراني از امام سجاد(سلام الله عليه) است در «صحيفه سجاديه» که روي اين فرشتهها نامگذاري شده و به تکتک اينها سلام ميفرستد و سمَت و رسالت و مأموريت اين فرشتهها را مشخص ميکند. اين دعاي اول «صحيفه سجاديه»، حدّ انسانيت را مشخص ميکند که «الانسان ما هو»؟ در عرف ما ميگوييم انسان حيوان ناطق است؛ ولي از دعاي اول «صحيفه سجاديه» معلوم ميشود که حدّ انسان اين است که «الانسان حيوان ناطق حامد»؛ يعني يک موجود زندهاي است که سخن ميگويد و درک دارد و حامد و شاکر الهي است. در دعاي اول «صحيفه سجاديه» آمده است اگر چنانچه ذات أقدس الهي حمد را ياد انسان نميداد و انسان از توفيق حمد محروم بود، «لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِيَّةِ إِلَي حَدِّ الْبَهِيمِيَّةِ» انسان يک حيوان بود و به اين صورت درنميآمد. يک دعاي خاصي هم دارد که خدايا حمد بکنيم طوري که توفيقي اعطا بکني که ما در نظم شهدا قرار بگيريم! شهدايي هم که گاهي گفته ميشود «مَنْ مَاتَ عَلَي حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِيدا»،[2] حضرت آن را نميخواهد، ميگويد: «حَمْداً نَسْعَدُ بِهِ فِي السُّعَدَاءِ مِنْ أَوْلِيَائِهِ وَ نَصِيرُ بِهِ فِي نَظْمِ الشُّهَدَاءِ بِسُيُوفِ أَعْدَائِه‏»[3] درست است که خيليها ثواب شهيد را ميبرند «مَنْ مَاتَ عَلَي حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِيدا»؛ ولي منظور حضرت در اين دعا، آن کسي که در صحنه جهاد و با شمشير دشمن شهيد ميشود من آن حمد را ميخواهم.

اما در اين دعاي سوم فرشتگاني که مسئوليت خاصي دارند در تنظيم بادها مخصوصاً بادهايي که براي عذاب ميآيد، آنجا ذکر ميکند. دعاي سوم اين است که «اللَّهُمَّ وَ حَمَلَةُ عَرْشِكَ الَّذِينَ لا يَفْتُرُونَ مِنْ تَسْبِيحِكَ وَ لا يَسْأَمُونَ مِنْ تَقْدِيسِكَ وَ لا يَسْتَحْسِرُونَ مِنْ عِبَادَتِكَ وَ لَا يُؤْثِرُونَ التَّقْصِيرَ عَلَی الْجِدِّ فِي أَمْرِكَ وَ لَا يَغْفُلُونَ عَنِ الْوَلَهِ إِلَيْكَ» خدايا فرشتگاني که هيچ قصدي ندارند، اهل سهو نيستند، اهل نسيان نيستند، اهل غفلت نيستند، اهل اعراض نيستند، راحتي خود را بر عبادت در پيشگاه تو ترجيح نميدهد، هيچ قصوري ندارند، هيچ تقصيري ندارند، من نسبت به اينها عرض ادب ميکنم؛ اين به صورت اصل جامع.

بعد نام فرشتگان مخصوص را ميبرد، ميگويد: «وَ إِسْرَافِيلُ صَاحِبُ الصُّورِ الشَّاخِصُ الَّذِي يَنْتَظِرُ مِنْكَ الْإِذْنَ» اسرافيل(سلام الله عليه) که مظهر احياي توست و حياتبخش است و منتظر دستور توست که چه وقت در صور بدمد و تمام مردهها زنده بشوند «وَ حُلُولَ الْأَمْرِ، فَيُنَبِّهُ» با نفخه و با آن دميدن «صَرْعَی رَهَائِنِ الْقُبُورِ» مستحضريد که مردهها را ميگويند «رَهَائِنُ القُبُورِ». اين بيان نوراني حضرت امير که در دفن فاطمه(سلام الله عليهما) گفت به اينکه اين وديعه شماست «فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهيِنَةُ»[4] اين مرده را ميگويند «رَهينُ القُبُور». در اين تعبيرات نوراني امام سجاد دارد که «رَهَائِنُ القُبُورِ» مردهها رهن قبر هستند، اين اختصاصي به حضرت صديقه کبريٰ ندارد؛ منتها آن جمله اولش است «فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ» بله، مخصوص است؛ اما «أُخِذَتِ الرَّهيِنَةُ» يعني هر کسي در رهن قبر خودش است. مردهها «رَهَائِنُ القُبُورِ»اند يعني در گرو قبر هستند قبر اين گرو را دارد. ما در رهن قبر هستيم قبر ما را طلب ميکند به عنوان مرتهن. «صَرْعَی رَهَائِنِ الْقُبُورِ» اين درباره اسرافيل(سلام الله عليه).

«وَ مِيكَائِيلُ ذُو الْجَاهِ عِنْدَكَ وَ الْمَكَانِ الرَّفِيعِ مِنْ طَاعَتِكَ» اين است. سوم: «وَ جِبْرِيلُ الْأَمِينُ عَلَی وَحْيِكَ الْمُطَاعُ فِي أَهْلِ سَمَاوَاتِكَ» جبرئيل(سلام الله عليه) که مورد اطاعت بسياري از فرشتگان آسمان است که آنها تحت تدبير جبرئيل(سلام الله عليه) هستند. «الْمَكِينُ لَدَيْكَ، الْمُقَرَّبُ عِنْدَك‏»؛ بعد از اسرافيل و بعد از ميکائيل و بعد از جبرئيل نام مبارک روح را ميبرد که ﴿تَنَزَّلُ الْمَلاَئِكَةُ وَ الرُّوحُ﴾؛[5] معلوم ميشود روح يک فرشتهاي است غير از اينها. ميفرمايد: «وَ الرُّوحُ الَّذِي هُوَ عَلَی مَلَائِكَةِ الْحُجُبِ وَ الرُّوحُ الَّذِي هُوَ مِنْ أَمْرِكَ»؛ چند تا فرشته به نام روحاند که آنها به عنوان روح ياد ميکنند، عرض ميکند که خدايا بر همه اينها درود بفرست. «وَ عَلَی الْمَلَائِكَةِ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِمْ» فرشتههايي که زير مجموعه اين چهار، پنج فرشته معروفاند. «مِنْ سُكَّانِ سَمَاوَاتِكَ وَ أَهْلِ الْأَمَانَةِ عَلَی رِسَالاتِكَ وَ الَّذِينَ لَا تَدْخُلُهُمْ سَأْمَةٌ مِنْ دُءُوبٍ وَ لَا إِعْيَاءٌ مِنْ لُغُوبٍ وَ لَا فُتُورٌ» هيچ خسته نميشوند نه در آمد و رفت رسالتهاي شما خستگي دارند، نه در عبادت خستگي دارند، نه احتياج به خواب دارند؛ اين در خطبه نوراني حضرت امير خطبه اول همين است که اينها که اهل خواب نيستند، اينها که اهل خوراک نيستند، اهل سهو و غفلت نيستند اين در خطبه اول نهج‌البلاغه است.[6] «وَ لَا تَشْغَلُهُمْ عَنْ تَسْبِيحِكَ الشَّهَوَاتُ وَ لَا يَقْطَعُهُمْ عَنْ تَعْظِيمِكَ سَهْوُ الْغَفَلَاتِ»؛ يک وقت مثلاً اشتها داشته باشند به خواب، به غذا، از اين راه اشتها مثلاً از ياد و نام و عبادت تو غفلت کنند که از اين قبيل نيست. «الْخُشَّعُ الْأَبْصَارِ فَلَا يَرُومُونَ النَّظَرَ إِلَيْكَ النَّوَاكِسُ الْأَذْقَانِ الَّذِينَ قَدْ طَالَتْ رَغْبَتُهُمْ فِيمَا لَدَيْكَ»؛ اينها چشم دارند، بصيرند؛ اما روي ادب و احترامي که دارند به سمت تو نگاه نميکنند از بس شرمندهاند؛ آن نگاه معلوم ميشود نگاه مادي نيست. فرمود اينها سر بلند نميکنند که تو را ببينند با اينکه سميعاند، بصيرند بر اساس ادب و احترامي که دارند، در پيشگاه تو خاضعاند. تعبير اين است که «الْخُشَّعُ الْأَبْصَارِ فَلَا يَرُومُونَ النَّظَرَ إِلَيْكَ» به طرف تو نميتوانند نظر بکنند نه اينکه هم ادب دارند که آن قسمت و نگاه تو مقدور آنها نيست و هم اينکه اين کار را نميکنند. «النَّوَاكِسُ الْأَذْقَانِ» در آيات قرآن هست که اينها هنگام تلاوت آيات به جاي اينکه روي پيشانی به خاک بيفتند اذقانشان، ذقن و چانهشان به خاک ميافتد؛ اين معناي قرآني را وجود مبارک امام سجاد درباره فرشتهها بکار ميبرد. «الَّذِينَ قَدْ طَالَتْ رَغْبَتُهُمْ فِيمَا لَدَيْكَ الْمُسْتَهْتَرُونَ بِذِكْرِ آلَائِكَ وَ الْمُتَوَاضِعُونَ دُونَ عَظَمَتِكَ وَ جَلَالِ كِبْرِيَائِكَ وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ إِذَا نَظَرُوا إِلَی جَهَنَّمَ تَزْفِرُ عَلَی أَهْلِ مَعْصِيَتِكَ سُبْحَانَكَ مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ» اينها کساني هستند که گاهي بهشت را نگاه ميکنند، گاهي جهنم را نگاه ميکنند به دستور تو، وقتي جهنم را که نگاه کردند اين حرف را عرض ميکنند ميگويند: «سُبْحَانَكَ مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ»؛ خدايا آن حدّي که شايسته بندگي تو بود ما انجام نداديم. «وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ إِذَا نَظَرُوا إِلَی جَهَنَّمَ تَزْفِرُ عَلَی أَهْلِ مَعْصِيَتِكَ» چه ميگويند؟ ميگويند: «سُبْحَانَكَ مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ» نام مبارک همه اينها را ميبرد، ميفرمايد: «فَصَلِّ عَلَيْهِمْ» بر اينها صلوات بفرست! «وَ عَلَی الرَّوْحَانِيِّينَ مِنْ مَلَائِكَتِكَ وَ أَهْلِ الزُّلْفَةِ عِنْدَكَ وَ حُمَّالِ الْغَيْبِ إِلَی رُسُلِكَ وَ الْمُؤْتَمَنِينَ عَلَی وَحْيِكَ وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِكَةِ» آنها که در گرفتن وحي، رساندن وحي، ابلاغ وحي امين محضاند از طرف تو، وحي را به انبيا ميرسانند بر تک تک اينها صلوات و سلام بفرست. «وَ قَبَائِلِ الْمَلَائِكَةِ الَّذِينَ اخْتَصَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَ أَغْنَيْتَهُمْ عَنِ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ بِتَقْدِيسِكَ وَ أَسْكَنْتَهُمْ بُطُونَ أَطْبَاقِ سَمَاوَاتِكَ وَ الَّذِينَ عَلَی أَرْجَائِهَا إِذَا نَزَلَ الْأَمْرُ بِتَمَامِ» خدايا اينها هيچ اهل غذا نيستند، هيچ اهل طعام نيستند، هيچ اهل آب نيستند، هيچ اهل خواب نيستند، هيچ اهل سهو نيستند، دائماً سرگرم عبادتاند و از اين کار دارند لذت ميبرند، تو اينها را از هر کاري از اين قبيل منزه کردي، بر تکتک اينها صلوات بفرست. اين تمام شد.

اما آنچه که محل بحث ما مربوط به اوايل سوره مبارکه «مرسلات» است. «وَ خُزَّانِ الْمَطَرِ»؛ تمام قطرات باران حساب شده است چند قطره باران است؟ کجا بايد ببارد؟ چه کسی مسئول است؟ کجا بايد ببرند؟ اين است. اينکه دعاي استسقاء، نماز استسقاء اثر دارد اين است. در بحثهاي سالهاي قبل هم داشتيم که مرحوم بوعلي ميگويد آن کسي که مسئله نماز استسقاء براي او حل نشد، او شبيه فيلسوف است، او فيلسوف نيست «دع هؤلاء المتشبهة بالفلاسفه»؛[7] اين فرمايش ايشان در الهيات شفاء است؛ کساني که باور نکردهاند نماز استسقاء را و اين جمله نوراني قرآن براي آنها حل نشد کساني که ﴿وَ أَ لَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَي الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَاءً غَدَقاً﴾[8] يعني اگر اينها درست راه بروند نه راه کسي را ببندند نه بي‌راهه بروند ما مرتّب باران مناسب ميفرستيم ديگر از اين صريحتر شما چه ميخواهيد؟ ﴿وَ أَ لَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَي الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَاءً غَدَقاً﴾. اين بيان که خدايا تو چهار فصل خلق کردي زمستان ما را زمستان تابستان ما را تابستان پاييز ما را پاييز بهار ما را بهار قرار بده! «و اجعل شتائنا شتاء و ربيعنا ربيع»؛ اگر پاييز است باران بيايد، خدايا تو که اين نظم را خلق کردي، ولي طوري باشد که به هر حال پاييز ما پاييز باشد، پاييز ما هم تابستان و امثال آن باشد، نباشد باران بيايد. در سوره مبارکه «مائده» است، در «اعراف» است که ﴿وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَي آمَنُوا وَ اتَّقَوا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ﴾[9] مردم اگر اهل احتکار و اختلاس و نجومي و مانند آن نباشند، ما مرتّب باران به موقع ميفرستيم؛ چه طور صريح بگويد با دلالت مطابقي گفت، فرمود: ﴿وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَي آمَنُوا وَ اتَّقَوا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّماء﴾؛ ﴿لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ﴾[10] از بالا باران ميآيد، از پايين کشاورزي شما سامان ميپذيرد؛ اما اين به آن ميچاپد آن اين را ميچاپد، ديگر اين دلالت مطابقي چيست؟ صريحتر از اين چيست؟ اگر آن که فيلسوف است ميگويد کسي که نماز استسقاء و دعاي استسقاء و دعاي باران و اينها را باور نکند، او که فيلسوف نيست، «دع هؤلاء المتشبة بالفلاسفة» و رسالهاي در اين زمينه نوشته که نماز استسقاء اثر دارد، دعاي استسقاء اثر دارد، چون صريح قرآن است فرمود اگر اينها به راه باشند، راه کسي را نبندند، ما يقيناً باران مناسب ميفرستيم: ﴿وَ أَ لَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَي الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُم مَاءً غَدَقاً﴾؛ اينجا وجود مبارک حضرت سجاد دارد که تمام تک تک اين قطرات حساب دارد، مسئولش هم معين است؛ خدايا صلوات ما را به اينها بفرست، اين امام سجاد است! حضرت ادب ميکند تشکر ميکند، اگر کسي که نعمتي به ما داد ما نسبت به او قدرداني ميکنيم؛ اين قدرداني حضرت نسبت به ملائکه است .«وَ خُزَّانِ الْمَطَرِ وَ زَوَاجِرِ السَّحَابِ» ابرها را چه کسي رهبري ميکند؟ چه کسي تلقيح ميکند؟ چه کسي عقد نکاح اينها را ميخواند؟ ﴿وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ﴾[11] يعني تلقيح ميکنند مگر هر ابري باران دارد؟ بچه دارد؟ مگر هر گياهي فرزند دارد؟ تلقيح اينها به وسيله همين ابرها و بادهاست، «وَ الَّذِي بِصَوْتِ زَجْرِهِ يُسْمَعُ زَجَلُ الرُّعُودِ» آن که فرياد بکشد رعد و برق توليد ميکند، صاعقه توليد ميکند، به تک تک اينها صلوات بفرست، چون اينها مأموران تو هستند بي‌جا که نميآيند، بي‌جا که کسي را صاعقه نميگيرد، اينها که فرياد ميزنند صاعقه پديد ميآيد، اينها که فرياد ميزنند رعد و برق پديد ميآيد، خدايا بر تک تک اينها صلوات بفرست، چون اينها تمام قطرات تو را حساب دارند. «وَ خُزَّانِ الْمَطَرِ وَ زَوَاجِرِ السَّحَابِ وَ الَّذِي بِصَوْتِ زَجْرِهِ يُسْمَعُ زَجَلُ الرُّعُودِ وَ إِذَا سَبَحَتْ بِهِ حَفِيفَةُ السَّحَابِ الْتَمَعَتْ صَوَاعِقُ الْبُرُوقِ وَ مُشَيِّعِي الثَّلْجِ وَ الْبَرَدِ» ما ميبينيم يک تگرگي ميآيد، باران ميآيد، چه کسي آورده اينها را؟ چه کسي آورده اينجا گذاشته؟ فرمود يک عدهاي فرشتهها هستند، تک تک اين باران تک تک اين قطرات تگرگ و برف را ميآورند سرجايش مينشانند، تشييع ميکنند، يعني مشايعت ميکنند؛ يعني از پشت‌سر اينها را هدايت ميکنند، راهنمايي ميکنند. کسي موحدانه عالم را نگاه بکند، ميشود حرف «صحيفه سجاديه». چرا قرآن ميفرمايد: ﴿إِلَي السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ ٭ وَ إِلَي الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ ٭ وَ إِلَي الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ﴾؛[12] بعد فرمود: ﴿صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ﴾[13] اين آسمان را که همه ما ميبينيم، زمين را که همه ما ميبينيم کوه را که ميبينيم، شتر را هم که ميبينيم؛ بعد فرمود اينها کورند؛ يعني چه؟ يعني خيال ميکنند يک چيزي سر جايش خودش خلق شده به نام کوه و به نام آسمان و به نام زمين. بعد از اينکه اسم اين چهار تا درباره همين اعراب جاهلي بُرد، در بخشهاي ديگر آيات ديگر فرمود ﴿صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ﴾ اينها چرا کوه را نگاه نميکنند؟ اين نظم ناظم دارد. يک بيان نوراني ديگر حضرت امير در نهج دارد که «أ لهم زرع» مثل علف خودرو هستند؟ اين نظم دقيق علمي. اين کشاورزي چندين قسم آسيب دارد، چندين قسم آفت دارد، براي آفتزدايي چندين قسم سمّ لازم است، چندين دانشکده لازم است تا آدم اينها را بفهمد، اينها خودبخود خلق شده؟ فرمود: «أ لهم زرع بغير زارع» اين علف خودرو هستند اينها؟[14] فرمود تک تک اينها حساب دارد «وَ مُشَيِّعِي الثَّلْجِ وَ الْبَرَدِ»، بَرَد يعني تگرگ نه بَرْد. «وَ الْهَابِطِينَ مَعَ قَطْرِ الْمَطَرِ» آنها که تا نازل نکنند تا اين قطرات باران را بجا نشانند، مطمئن نيستند که به دستور شما عمل کردند، اينها ميرسانند بعد برميگردند، ما نه آن چشم را داريم نه آن گوش را داريم. «وَ الْقُوَّامِ عَلَی خَزَائِنِ الرِّيَاحِ وَ الْمُوَكَّلِينَ بِالْجِبَالِ فَلَا تَزُولُ»؛ اين زلزلههايي که ميآيد به موقع ميآيد، اين گسلها ميآيد، فعلاً بايد سرجايشان باشند به موقع هم که شد اين گسلها فعال ميشوند، اين کوهها ﴿وَ إِذَا الْجِبالُ نُسِفَتْ﴾ ميشود، ﴿كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ﴾[15] ميشود؛ بله آن وقت که بخواهد بساطش جمع بشود اين طور ميشود. «وَ الَّذِينَ عَرَّفْتَهُمْ مَثَاقِيلَ الْمِيَاهِ» خدايا نه تنها عدد اينها را عدد اين قطرات را به اينها ياد دادي وزن تک تک اينها را هم به اينها گفتي که فلان قطره وزنش چقدر است، مثقال يعني وسيله ثقل، تو يادشان دادي. «وَ الَّذِينَ عَرَّفْتَهُمْ مَثَاقِيلَ الْمِيَاهِ وَ كَيْلَ مَا تَحْوِيهِ لَوَاعِجُ الْأَمْطَارِ وَ عَوَالِجُهَا» وزنشان، کيلشان، اندازهشان، مقدارشان را تو به اينها ياد دادي؛ صلوات ما را بر تک تک اين ملائکه بفرست، اين است! پس اگر مرسلات هست، عاصفات هست، ناشرات هست اينها هستند رهبري دارند، هدايت دارند، امام دارند، مسئول دارند، اين‌طور نيست که ذات أقدس الهي به صرف باد قسم بخورد؟ اين درباره نظام طبيعي.

در همين سوره مبارکه «مرسلات» که محل بحث است، دارد که چه وقت قيامت قيام ميکند؟ ﴿فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ﴾ ﴿وَ إِذَا الْجِبالُ﴾ و کذا و کذا ﴿وَ إِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ ٭ لِأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ﴾ يکي از آيات اول همين سوره مبارکه «مرسلات» است که قيامت چه وقت قيام ميکند؟ آن وقتي که انبيا حاضر ميشوند، براي چه حاضر ميشوند؟ چون شما در قرآن کريم فرموديد: ﴿إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلی‏ هؤُلاءِ شَهيداً﴾؛[16] به هر حال محکمه شاهد ميخواهد يا نميخواهد، انبيا شاهد اعمالاند، فرمود انبيا آماده ميشوند چه وقت؟ ﴿لِيَوْمِ الْفَصْلِ﴾ چون ما ميخواهيم محکمه فصل خصومت بشود، تو شاهدي؛ تو شاهدي يعني چه؟ تو شهادت ميدهي. مستحضريد که شهادت در محکمه مسبوق به تحمل حادثه در ظرف حادثه است. حرف کدام شاهد مسموع است در محکمه؟ حرف کسي در محکمه مسموع است که در متن حادثه حضور داشته باشد و ببيند، «عَلَي مِثْلِهَا فَاشْهَدْ أَوْ دَع‏»[17] در متن شرايع[18] محقق هم آمده که وجود مبارک پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) ميفرمايد که اگر چيزي را ميخواهيد شهادت بدهي؛ مثل اين آفتاب بايد برايت روشن باشد.

«فتحصّل أن هاهنا أمرين»: يکي در محکمه شهادت ميدهند تا خدا برابر آن شهادت عمل بکند، يکي اينکه هر ادايي مسبوق به تحمل است. اگر شاهد در متن حادثه حضور نداشته باشد و صحنه را تحمل نکند، چگونه در محکمه شهادت ميدهد؟ لذا اين آيه سوره مبارکه «توبه» آن سند تحمل است، ميفرمايد: ﴿قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ﴾[19] هر کاري ميخواهيد و خدا پيغمبر ميبينند، اگر امروز نبينند، فردا چه چيزي را شهادت ميدهند؟ ﴿وَ إِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ ٭ لِأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ﴾ ما توقيت و وقت مشخص ميکنيم که اينها بيايند، براي چه بيايند؟ براي اينکه شهادت بدهند، براي اينکه ﴿لِيَوْمِ الْفَصْلِ﴾ است. ﴿لِيَوْمِ الْفَصْلِ﴾ يوم اداي شهادت است نه يوم تحمل، پس در دنيا ميبينند. اگر شاهد در دنيا در متن حادثه حضور نداشته باشد و عالم نباشد که شهادتش در محکمه مسموع نيست، اين است.

پرسش: ...

پاسخ: دعوت به احترام اينهاست، يک؛ معرفت اينهاست، دو؛ دوختن و همآوايي و هماهنگي نظام تشريع با تکوين است، سه، و مانند آن؛ وگرنه ميدانيد در مسايل علمي قسم چه اثري دارد؟ در مسايل علمي محبت و اينها چه اثري دارد؟ برهاني که وجود مبارک ابراهيم خليل دارد اقامه ميکند بر توحيد، ميگويد من او را دوست ندارم شما در مسايل فلسفي و کلامي هيچ شنيديد که کسي براي توحيد قسم ياد بکند يا بگويد من اين را دوست ندارم؟

پرسش: ...

پاسخ: نه، منظور آن است که خود اينها در تحت تدبير فرشتهها هستند، يک؛ فرشتهها هم در تحت تدبير ذات أقدس الهي هستند که مدبرات امر او هستند، دو؛ بنابراين براي ما هم محترماند و هم حجتاند؛ لذا وجود مبارک امام سجاد بر تک تک اينها صلوات ميفرستد، (صلوات الله عليهم اجمعين). اگر اينها حرفشان معتبر نباشد و نظم دقيق علمي نداشته باشند که وجود مبارک حضرت اين را تصريح نميکند، تک تک اينها را نام ببرد، تک تک اينها را صلوات بفرستد. پس در اين بخش از آيات فرمود: ﴿وَ إِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ ٭ لِأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ ٭ لِيَوْمِ الْفَصْلِ﴾ براي چه ميآورند؟ همه انبيا را به عنوان شاهد اعمال اممشان ميآورند: ﴿إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهيدٍ﴾، يک، ﴿وَ جِئْنا بِكَ عَلی‏ هؤُلاءِ شَهيداً﴾، دو. وجود مبارک پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) هم شهيد امت است و هم شهيد امم قبلي است و هم شهيد شهداست: ﴿إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلی‏ هؤُلاءِ شَهيداً﴾؛ يعني تو ميشوي شهيد شهدا، چون خاتميت معنايش همين است. تو نه تنها شاهد اعمال امت خودت هستي، نه تنها شاهد اعمال امم قبلي هستي، شاهد شهدا هم هستي، شاهد کارهاي انبياي قبلي هم هستي، ﴿وَ جِئْنا بِكَ عَلی‏ هؤُلاءِ شَهيداً﴾ اين معناي خاتميت است، مُهيمن است؛ يعني چه؟ چون فقط در قرآن شما يک جا ميبينيد آن هم مخصوص پيامبر است، انبياي ديگر «مصدقاً مصدقاً» است، ﴿مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ﴾[20] اما تنها جايي که هيمنه و سيطره و سلطنت قائل است درباره وجود مبارک حضرت است، ﴿مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ﴾ بعد دارد که ﴿وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ «هيمنه هيمنه» برای حضرت است؛ لذا خاتم است. اين هيمنه داشتن بر همه انبيا علامت آن خاتميت و عظمت و پايانپذيري وحي و نبوت و وجود مبارک حضرت است.

پرسش: ...

پاسخ: اعمالشان را در دنيا ميبيند اگر در دنيا نبيند در قيامت چگونه شهادت ميدهد؟ الآن ما وقتي کنار حرم مطهر مشرف شديم، همان آيه را ميخوانيم که در زمان حيات ميخوانديم، حالا ميرويم کنار روضه منورهاش در مدينه در غير مدينه هم ميشود خواند، در زيارت حضرت چه ميگوييم؟ همان آيه را در زيارت حضرت ميخوانيم که در زمان حيات ميگفتيم در زمان حيات چه ميگفتيم؟ خدا در زمان حيات فرمود که ﴿وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرَوا اللّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوَّاباً رَحِيماً﴾[21] اين را در زمان حيات ميگفتند، الآن در کنار مزارش هم ميگوييم، چه چيز حضرت مُرد؟ بدن حضرت مُرد؛ اما روح حضرت که نميميرد.

پرسش: ...

پاسخ: آن وجود مبارک حضرت که در خواب حضرت فرمود: «تَنَامُ عَيْنَايَ وَ لَا يَنَامُ قَلْبِي»[22] و بعضي از بزرگان هم گفتند که وجود مبارک حضرت در حال نماز وقتي که ميگفت: «قَدْ قَامَتِ الصَّلَاة» يک نورانيت ديگري هم پيدا ميکرد که تمام چيزهاي پشت‌سر را ميديد؛ اما اينکه در دو جاي سوره مبارکه «توبه» دارد که ﴿قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَكُمْ﴾ «الله» چه طور ميبيند؟ ـ معاذالله ـ با چشم ظاهر که نيست، ﴿فَسَيَرَي﴾ اين «سين» تحقيق است نه «سين» تسويف در برابر «سوف» نيست. ما يک «سين» داريم در برابر «سوف» که براي استقبالاند، يک «سين» تحقيق داريم که اينجاست ﴿قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُه‏﴾ «الله» چگونه ميبيند؟ با همان ديد ملکوتي انبيا ميبينند، اوليا ميبينند، اهل‌بيت ميبينند: ﴿فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ﴾.

 بعد در بخش پاياني دارد «وَ رُسُلِكَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِلَی أَهْلِ الْأَرْضِ بِمَكْرُوهِ مَا يَنْزِلُ مِنَ الْبَلَاءِ وَ مَحْبُوبِ الرَّخَاءِ وَ السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ وَ الْحَفَظَةِ الْكِرَامِ الْكَاتِبِينَ»؛ خدايا به اين ملائکه که بر ما فرستادي که اعمال ما را بنويسد بر تک تک اينها صلوات بفرست، حالا ما بد ميکنيم اينها مينويسند، مطلبي ديگر است ﴿إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظينَ ٭ كِراماً كاتِبينَ﴾[23] حضرت دارد به اين ملائکهاي که کرام کاتبين هستند، اعمال را مينويسند به تک تک اينها درود ميفرستد، «وَ مَلَكِ الْمَوْتِ وَ أَعْوَانِهِ وَ مُنْكَرٍ وَ نَكِيرٍ وَ رُومَانَ فَتَّانِ الْقُبُورِ وَ الطَّائِفِينَ بِالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ وَ مَالِكٍ وَ الْخَزَنَةِ وَ رِضْوَانَ وَ سَدَنَةِ الْجِنَانِ» «سدنه»؛ يعنی خدمه «وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ وَ الزَّبَانِيَةِ الَّذِينَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ: خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ ابْتَدَرُوهُ سِرَاعاً وَ لَمْ يُنْظِرُوهُ وَ مَنْ أَوْهَمْنَا ذِكْرَهُ وَ لَمْ نَعْلَمْ مَكَانَهُ مِنْكَ و بِأَيِّ أَمْرٍ وَكَّلْتَهُ وَ سُكَّانِ الْهَوَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ الْمَاءِ وَ مَنْ مِنْهُمْ عَلَی الْخَلْقِ» خدايا چه آنهايي که ميدانيم، چه آنهايي که نميدانيم، چه آنهايي که اسمش را شنيديم؛ ولي خصوصيتشان را نميدانيم، بر تک تک آنها درود بفرست!

بنابراين اگر يک وقت مرسلات و مانند آن را بر باد حمل کردند زير مجموعه اينهاست، حالا اميدواريم ذات أقدس الهي توفيقي عطا کند که اين نظام و رهبر و مراجع و شما علما و فضلا و مؤمنين به برکت اربعين حسيني ـ إنشاءالله ـ مشمول دعاي خير وليّ عصر باشيد!

«و الحمد لله رب العالمين»



[1]. سوره الحاقه، آيه7.

[2]. جامع الأخبار(للشعيري)، ص166.

[3]. الصحيفة السجادية، دعای اول، ص32.

[4]. نهج البلاغة (للصبحي صالح)، خطبه202.

[5]. سوره قدر، آيه4.

[6]. نهج البلاغة(للصبحی صالح)، خطبه اول، ص41؛ «ثُمَّ فَتَقَ مَا بَيْنَ السَّمَوَاتِ الْعُلَا فَمَلَأَهُنَّ أَطْوَاراً مِنْ مَلَائِكَتِهِ؛ مِنْهُمْ سُجُودٌ لَا يَرْكَعُونَ وَ رُكُوعٌ لَا يَنْتَصِبُونَ وَ صَافُّونَ لَا يَتَزَايَلُونَ وَ مُسَبِّحُونَ لا يَسْأَمُونَ، لَا يَغْشَاهُمْ نَوْمُ الْعُيُونِ وَ لَا سَهْوُ الْعُقُولِ وَ لَا فَتْرَةُ الْأَبْدَانِ وَ لَا غَفْلَةُ النِّسْيَان‏».

[7]. الشفاء ـ الإلهيات‌، ابن سينا، ج1، ص439.

[8]. سوره جن، آيه16.

[9]. سوره اعراف، آيه96.

[10]. سوره مائده، آيه66.

[11]. سوره حجر، آيه22.

[12]. سوره غاشية، آيات 18 ـ 20.

[13]. سوره بقره، آيه171.

[14]. نهج البلاغة(للصبحی صالح)، خطبه پنجم؛ «كَالزَّارِعِ بِغَيْرِ أَرْضِه‏».

[15]. سوره قارعه، آيه5.

[16]. سوره نساء، آيه41.

[17]. وسائل الشيعة، ج27، ص342.

[18]. شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، ج‌4، ص121.

[19]. سوره توبه، آيه105

[20]. سوره بقره، آيه97؛ سوره آلعمران، آيه3؛ سوره مائده، آيه48.

[21]. سوره نساء، آيه64.

[22]. نهج الفصاحه, حديث1180; و مصباح الشريعه, ص44.

[23]. سوره، آيات 10 و 11.